
بهار٬ همه چیزش با تابستان ٬ با زمستان ٬ و با پاییز فرق دارد. حق است است که بهار را یک آغاز پرشکوه بدانیم؛ نه تنها به دلیل رویشی خیره کننده : امروز، بوته ی سبز روشن؛ فردا غرق صورتی گل محمدی؛ امروز، یاس بسته ی خاموش؛ فردا سیلاب نوازنده ی عطر. نه فقط به دلیل ای رویش خیره کننده ، بل به علت حسی از خواستن، طلبیدن ، عاشق شدن، بالا پریدن، فریاد کشیدن، خندیدن، شکوفه کردن، باز شدن روح . . .
بهار ، بیش از آنکه حادثه یی در طبیعت باشد ، حادثه یی ست در قلب آدمی .
و پیش از آنکه در طبیعت محسوس باشد ، در حسی انسانی وقوع می یابد .
این ، در بهاران گل نیست که باز می شود ، گره های روح انسان است . . . .
( یک عاشقانه ی آرام – نادر ابراهیمی )
سلام !
حال همه ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
با این همه . . . عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان !
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود
می دانم همیشه حیاط آنجا پر ار هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، هرازگاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست !
راستی خبرت بدهم
خواب دیده ام خانه ای خریدم
بی پرده ،بی پنجره ،بی در ،بی دیوار. . . هی بخند !
بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است ، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فراز کوچه ی ما می گذرد
باد بوی نام های کسان من می دهد!
یادت می آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه . . . ری را جان!
نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آیینه.
از نو برایت می نویسم
حال همه ی ما خوب است
اما تو باور مکن !
(سید علی صالحی)
صدای آب می آید، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟
لباس لحظه ها پاک است.
میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف، نخ های تماشا، چکه های وقت .
طراوت روی آجرهاست ، روی استخوان روز .
چه میخواهیم ؟
بخار فصل گرد واﮊه ی ماست .
سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند.
ترا در قریه هایی دور مرغانی بهم تبریک می گویند .
چرا مردم نمی دانند
که لادن اتفاقی نیست ،
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آب های شط دیروز است ؟
چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرد است ؟
( سهراب سپهری )
سلام .این مطلب رو امروز توی سایته کلوب خوندم . . . :
به اطلاع می رسد ؛
به مناسبت میلاد بانوی شعر پارسی ، فروغ الزمان فرخزاد عراقی ، مراسمی در روز شنبه ، پانزدهم دی ماه برگزار می شود . دوست داران فروغ ، با حضور در ساعت سه بعد از ظهر ، روح این شاعر گرامی را شاد خواهند کرد . محل برگزاری این همایش با شکوه ، میدان قدس ( تجریش ) ، خیابان دربند ، کوچه ظهیر الدوله، قبرستان ظهیر الدوله است که مطمئن هستیم روزی به یاد ماندنی خواهد بود .
از طرف برخی انجمن های ادبی
اینم لینکش:
http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/91/topicid/1436379

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم
(روحش شاد)